|
هر چي نثارت بكنم، يه آسمون بي كسيه حرفاي ما هر كلامش از عاشقي سرودنه حيف كه هميشه اين روزا،خاطره ميشه خيلي زود دست من از تو مينوشت،قلب من از تو ميسرود انگار نميشه دور بود و دل پيش كسي جا گذاشت ما كه به غير از دل خوش دنبال چيزي نبوديم + نوشته شده در 3 بعد از ظهر توسط (پریزاد) |
داره مياد دارم از خوشحالي پر در ميارم مرسي خدا جونم كاش بدونه كه دارم براش ميميرم
+ نوشته شده در 3 بعد از ظهر توسط (پریزاد) |
Those have most power to hurt us, that we love. (Francis Beaumont) + نوشته شده در 12 بعد از ظهر توسط (پریزاد) |
خبر به دورترین نقطه جهان برسد نخواست او به من خسته بی گمان برسد شکنجه بیشتر از این که پیش چشم خودت کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد چه می کنی که اگر او را خواستی یک عمر به راحتی کسی از راه ناگهان برسد رها کنی برود از دلت جدا باشد به آنکه دوست ترش داشته به آن برسد رها کنی بروند تا دو پرنده شوند خبر به دورترین نقطه جهان برسد گلایه ای نکنی و بغض خویش را بخوری که هق هق تو مبادا به گوششان برسد خدا کند که نه ...!! نفرین نمی کنم که مباد به او که عاشق او بودم زیان برسد خدا کند که فقط این عشق از سرم برود خدا کند که فقط آن زمان برسد + نوشته شده در 12 بعد از ظهر توسط (پریزاد) |
تواگه پائيز زردي واسه من بهار سبزي... تواگه هواي سردي واسه من هميشه گرمي.. تواگه ابر سياهي واسه من ابر بهاري... تواگه دشت گناهي واسه من يه بي گناهي... تواگه غرق نيازي واسه من يه بي نيازي... تواگه رفيق راهي واسه من يه تکيه گاهي ****** + نوشته شده در 12 بعد از ظهر توسط (پریزاد) |
شنبه ها ميگي دوستم داري يكشنبه ها،تهمت ميزني دوشنبه ها،قهر ميكني سه شنبه ها،فكر ميكني چهارشنبه ها،مي فهمي پنجشنبه ها،مي بخشمت جمعه ها،فراموش ميكنم . . . ......... اين برنامه ي هر هفته ي كلاس عشق ماست!!!! + نوشته شده در 12 بعد از ظهر توسط (پریزاد) |
خداحافظ گل لادن .تموم عاشقا باختن تو اين شب هاي تو در تو . خداحافظ گل شب بو
طلسم بغضو برداره .از اين پاييز ديوونه خداحافظ + نوشته شده در 9 قبل از ظهر توسط (پریزاد) |
روی قبرم بنویسید کبوتر شد و رفت ------------------------------------------------------------------------- بهانه آنگاه که خنده بر لبت میمیرد چون جمعه پاییز دلم میگیرد دیروز به چشمان تو گفتم که برو امروز دلم بهانه ات میگیرد ------------------------------------------------------------------------------------------------------
+ نوشته شده در 9 قبل از ظهر توسط (پریزاد) |
رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق تقصیر چشمای تو بود ، وگرنه ما کجا و عشق ؟ سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن هنوز یه قطره اشکتو به صد تا دریا نمی دم یه لحظه با تو بودنو به عمر دنیا نمی دم همین روزا بخاطرت به سیم آخر می زنم قصه عاشقیمونو تو شهرمون جار می زنم
+ نوشته شده در 9 قبل از ظهر توسط (پریزاد) |
|
| ||||||||||||||