تبليغاتX
:.:.:سلام بهونه قشنگ من برای زندگی:.:.:

:.:.:سلام بهونه قشنگ من برای زندگی:.:.:

 

 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

+ نوشته شده در 5 بعد از ظهر توسط (پریزاد) |


امتحانا داره شروع میشه دانشجواااااااااااا بشینین درس بخونیییییییین

+ نوشته شده در 5 بعد از ظهر توسط (پریزاد) |


گریه هامُ پس می گیرم

دروغ هات هم مالِ خودت

دیگه نمی ذارم منو بِکِشی دنبالِ خودت

تو برزخت نمی مونم

من دیگه از پیشت میرم

جهنمُ پَسِت می دم

بهشتمُ پَس می گیرم

نمی ذارم جون بگیری

دوباره باز تو قلبِ من

نمی ذارم قد بِکِشی

سایه کنی رو قلبِ من

اسیر دستهات نمی شم

بازیچه باد نمی شم

من دیگه تو سکوت آه

واسه تو فریاد نمی شم

می رم فراموش می کنم

واسه همیشه اِسمِتُ

از قفست پر می کشم

که بشکنه طلسم تو

آره منُ بازی دادی

قبول دارم ساده بودم

راهی نداشتم که برم

تو دامت افتاده بودم

حالا

با قلب من بازی نکن

عشقمو دست کم نگیر

صبر منم حدی داره

جلو زبونتُ بگیر

حرفهای عاشقونت آتیشه

که روی دلم می ریزی

خدایا ببین این بی رحم با قلبِ من چه کرده

دلُ به غم کشیده

برگشته و به حال و روزِ من می خنده

خدا ببین چه ساده

روز منُ سیاه کرد

سهم منُ تو عشقم

سلام بی وداع کرد

+ نوشته شده در 4 بعد از ظهر توسط (پریزاد) |


باز امشب از خیال تو غوغاست در دلم

آشوب عشق آن قد و بالاست در دلم

خوابم شکست و مردم چشمم به خون نشست

تا فتنه ی خیال تو برخاست در دلم

خاموشی لبم نه ز بی دردی و رضاست

از چشم من ببین که چه غوغاست در دلم

من نای خوش نوایم و خاموشم ای دریغ

لب بر لبم بنه که نواهاست در دلم

دستی به سینه ی من شوریده سر گذار

بنگر چه آتشی ز تو برپاست در دلم

زین موج اشک تفته و طوفان آه سرد

ای دیده هوش دار که دریاست در دلم

باری امید خویش به دلداری ام فرست

دانی که آرزوی تو تنهاست در دلم

گم شد ز چشم کیوان نشان تو و هنوز

صد گونه داغ عشق تو پیداست در دلم

+ نوشته شده در 4 بعد از ظهر توسط (پریزاد) |


من مثه يه تك درختم، ته يك كوچه ي باريك…

تو يه گنجشك قشنگي! گاهي دوري گاهي نزديك…

گاهي وقتا مهربوني ، مي شيني رو شونه ي من…

گاهي نيستي كه ببيني ، بغض بي بهونه ي من…

گنجشك بازيگوش من!!! بشين رو شاخه ي دلم…

با تو درخت معجزه… بي تو طلسم باطلم…

وقتي لاي برگا نيستي ، بوي پاييز رو مي گيرم…

بي تو زرد زرد زردم !!! بي صداي تو مي ميرم………

بي صداي تو مي ميرم..

بهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.com

+ نوشته شده در 11 قبل از ظهر توسط (پریزاد) |


من دلم با تو بود

تو ولی سرد شدی

آنقدر سرد که به ناچار گرمایم را به تو بخشیدم

و تو به من تهمت سرد شدن زدی...........

+ نوشته شده در 11 قبل از ظهر توسط (پریزاد) |


در جزيره اي زيبا تمام حواس آدميان، زندگي مي کردند: ثروت، شادي، غم، غرور، عشق و ...
روزي خبر رسيد که به زودي جزيره به زير آب خواهد رفت. همه ساکنين جزيره قايق هايشان را آماده و جزيره را ترک کردند. اما عشق مي خواست تا آخرين لحظه بماند، چون او عاشق جزيره بود.
وقتي جزيره به زير آب فرو مي رفت، عشق از ثروت که با قايقي با شکوه جزيره را ترک مي کرد کمک خواست و به او گفت:" آيا مي توانم با تو همسفر شوم؟"
ثروت گفت: "نه، من مقدار زيادي طلا و نقره داخل قايقم هست و ديگر جايي براي تو وجود ندارد."
پس عشق از غرور که با يک کرجي زيبا راهي مکان امني بود، کمک خواست.
غرور گفت: "نه، نمي توانم تو را با خود ببرم چون تمام بدنت خيس و کثيف شده و قايق زيباي مرا کثيف خواهي کرد."
غم در نزديکي عشق بود. پس عشق به او گفت: " اجازه بده تا من با تو بيايم."
غم با صداي حزن آلود گفت: " آه، عشق، من خيلي ناراحتم و احتياج دارم تا تنها باشم."
عشق اين بار سراغ شادي رفت و او را صدا زد. اما او آن قدر غرق شادي و هيجان بود که حتي صداي عشق را هم نشنيد. آب هر لحظه بالا و بالاتر مي آمد و عشق ديگر نااميد شده بود که ناگهان صدايي سالخورده گفت: "بيا عشق، من تو را خواهم برد."
عشق آن قدر خوشحال شده بود که حتي فراموش کرد نام پيرمرد را بپرسد و سريع خود را داخل قايق انداخت و جزيره را ترک کرد. وقتي به خشکي رسيدند، پيرمرد به راه خود رفت و عشق تازه متوجه شد کسي که جانش را نجات داده بود، چقدر بر گردنش حق دارد.
عشق نزد "علم" که مشغول حل مساله اي روي شن هاي ساحل بود، رفت و از او پرسيد: " آن پيرمرد که بود؟"
علم پاسخ داد: "زمان"
عشق با تعجب گفت: "زمان؟! اما او چرا به من کمک کرد؟"
علم لبخندي خردمندانه زد و گفت: "زيرا تنها زمان است كه قادر به درک عظمت عشق است."

+ نوشته شده در 11 قبل از ظهر توسط (پریزاد) |


بهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.com

+ نوشته شده در 11 قبل از ظهر توسط (پریزاد) |


دل مي سپرم به چشمات

چشمـــات چشـــمه نوره

تو کــــوچه هـاي قلـــــبم

هميشــــــــه... در عبوره

پـــــــل مي زنم به قلبت

از راه رنـــگـــين کمــــون

رو جـــــاده مــي نويسم

هميشــــــه با من بمون

بهاربيست                   www.zibasazi.bahar-20.com

+ نوشته شده در 11 قبل از ظهر توسط (پریزاد) |


در حسرت چشم تودل ماه شکست


چشمان هزار غنچه در راه شکست


تو رفتي و بعد تو دلم مثل بلور


افتاد ز برج شوق و نا گاه شکست

+ نوشته شده در 11 قبل از ظهر توسط (پریزاد) |


عاشقم اما دلم خالیست

صورتم تصویر تنهائیست

تو نگاه سرد و خاموشم

گریه ای برای پوشالیست

من کیم این خسته تنها

خالی از مهر خودم حتی

+ نوشته شده در 5 بعد از ظهر توسط (پریزاد) |


عشق یعنی از خود بی خود شدن

به بلور احساس تلنگر زدن

آتش از درون زبانه کشیدن

خزان را بهار دیدن

در پس غرور ظاهری قلب را به پاکی آفتاب آراستن

زیبایی ها ولطافت ها را با احساس در واژه گنجاندن

عشق یعنی گو هر را در صدف تنهایی نهان کردن

عشق یعنی آغازی شیرین و آتش جاودان با هر چه بوی تعلق دارد

عشق یعنی سو ختن و ذ وب شدن در بوته عشق

عشق یعنی لرزش همه  وجود در برابر معشوق

یعنی زیبا دیدن زیبا شنیدن زیباگفتن

یعنی در حریر نرم و لطیف راه رفتن

خواب های مینایی دیدن

عشق یعنی در آبی آسمان غرق شدن و آبی شدن

عشق یعنی تازگی یعنی بهار...

+ نوشته شده در 5 بعد از ظهر توسط (پریزاد) |


ای سرو که استاده مرا می نگری

همچون من شیدا تو نبینی دگری

روزگاری من و دل چون تو به پا استاده

بنشستیم چو بر غصه نبودم سپری

تیر غمهاش فرستاد و دلم را خون کرد

آنکه صاحب نظری بود و نکردم نظری

من و هر کس که دهد دل به همین حال فتد

قصه لیلی و مجنون که ندارد هنری

تو مبادا که دلت را به کسی بسپاری

سرو خشکیده شوی راه به آتش ببری

عمر من رفته و دل خسته و او می خندد

چه کنم ناله به قلبش نگذارد اثری

عشق او آمد و دل برد و مرا مفتون کرد

حاصل از عشق رخش بود مرا جان بسری

آری اینگونه شدم شهره به بازار غمش

صد حيف كه اين غصه ندارد ثمری

+ نوشته شده در 5 بعد از ظهر توسط (پریزاد) |


 سيب سرخي را به من بخشيد ورفت
                            ساقه ي سبز دلم را چيد و رفت
عاشقي هاي مرا باور نکرد
                            عاقبت بر عشق من خنديد و رفت
اشک در چشمان سردم حلقه زد
                              بي مروت گريه ام را ديد و رفت
با غم هجرش مدارا مي کنم

                             گرچه بر زخمم نمک پاشيد و رفت



+ نوشته شده در 11 قبل از ظهر توسط (پریزاد) |


X

سراغم را نمیگیری.......چه شد افتادم از چشمت؟؟
منم فانوس لبخندت...غرورت....گریه ات....خشمت....
اسیرم...خسته ام...سیرم....
مرا دریاب
می میرم


Home
Email
.:Bahar 20:.


Archives

فروردین 1388

بهمن 1387

دی 1387

آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387




انواع فال
اس ام اس فارسی
کد تغییر شکل موس
منبع کد موزیک برای وبلاگ
قالب های فوق جدید بلاگفا


LinkDump

طـــراح قـــالــب
×××شبهای تنهایی×××(زهراجون)
ّّّ××××مهشاد××××
×××سوگند×××
××××منصور جون××××
غريبي آشنا
×××دانلود جديد ترين آهنگها×××
آرشیو پیوندهای روزانه


Fall-Hafez

ابتدا نيت كنيد

سپس براي شادي روح حضرت حافظ يك صلوات بفرستيد

.::.حالا كليد فال را فشار دهيد.::.

براي گرفتن فال خود اينجا را كليك كنيد
دریافت کد فال حافظ برای وبلاگ


Amar



تعداد بازديدها:






Design by : Bahar-20


دريافت كد ستاره باران وبلاگ

Digital Clock - Status Bar :.:.:سلام بهونه قشنگ من برای زندگی:.:.:

<-BlogTitle->

<-PostContent->
.:ادامــه مـطــلــب:.

+ نوشته شده در <-PostDate-> <-PostTime-> توسط <-PostAuthor-> |


X

سراغم را نمیگیری.......چه شد افتادم از چشمت؟؟
منم فانوس لبخندت...غرورت....گریه ات....خشمت....
اسیرم...خسته ام...سیرم....
مرا دریاب
می میرم


Home
Email
.:Bahar 20:.


Archives

<-ArchiveTitle->



Categories



Authors



Links

انواع فال
اس ام اس فارسی
کد تغییر شکل موس
منبع کد موزیک برای وبلاگ
قالب های فوق جدید بلاگفا


LinkDump

طـــراح قـــالــب
<-LinkTitle->
آرشیو پیوندهای روزانه


Fall-Hafez

ابتدا نيت كنيد

سپس براي شادي روح حضرت حافظ يك صلوات بفرستيد

.::.حالا كليد فال را فشار دهيد.::.

براي گرفتن فال خود اينجا را كليك كنيد
دریافت کد فال حافظ برای وبلاگ


Amar



تعداد بازديدها:






Design by : Bahar-20


<-BlogCustomHtml->