|
گریه هامُ پس می گیرم دروغ هات هم مالِ خودت دیگه نمی ذارم منو بِکِشی دنبالِ خودت تو برزخت نمی مونم من دیگه از پیشت میرم جهنمُ پَسِت می دم بهشتمُ پَس می گیرم نمی ذارم جون بگیری دوباره باز تو قلبِ من نمی ذارم قد بِکِشی سایه کنی رو قلبِ من اسیر دستهات نمی شم بازیچه باد نمی شم من دیگه تو سکوت آه واسه تو فریاد نمی شم می رم فراموش می کنم واسه همیشه اِسمِتُ از قفست پر می کشم که بشکنه طلسم تو آره منُ بازی دادی قبول دارم ساده بودم راهی نداشتم که برم تو دامت افتاده بودم حالا با قلب من بازی نکن عشقمو دست کم نگیر صبر منم حدی داره جلو زبونتُ بگیر حرفهای عاشقونت آتیشه که روی دلم می ریزی خدایا ببین این بی رحم با قلبِ من چه کرده دلُ به غم کشیده برگشته و به حال و روزِ من می خنده خدا ببین چه ساده روز منُ سیاه کرد سهم منُ تو عشقم سلام بی وداع کرد + نوشته شده در 4 بعد از ظهر توسط (پریزاد) |
|
| ||||||||||||||