اما من و تو
دور از هم می پوسیم
غمم از وحشت پوسیدن نیست
غمم از زیستن بی تو ٬ دراین لحظه ی پر دلهره است
دیگر از من تا خاك شدن راهی نیست
از سر این بام
این صحرا ، این دریا
پر خواهم زد ، خواهم مرد
غم تو ، این غم شیرین را
با خود خواهم برد
+
نوشته شده در 11 قبل از ظهر توسط (پریزاد)
|